سینما ، سخت ترین معجزه ی روزگار ما

 

 

 

حمید میرحسینی

 

 

 بسیار خوشحالم که فرصتی برای گفتگو با شما فراهم شد.ترجیح می دهید

از کجا شروع کنیم ؟ همان کلیشه ی معروف زندگی نامه وبیوگرافی یا

پیشنهاد بهتری دارید؟

 

 

 

-        نه!نه! اجازه دهید کمی متفاوت تر آغاز کنیم. در تاریخ پرافتخارادبیات وشعرما شخصی بزرگوارهست که علاقه وارادت ویژه ای به وی دارم.    (حکیم عمرخیام نیشابوری) .

یکی از مینی مالیستی ترین هنرمندان عالم که عصاره ی تمام اشعارپرمغزومتفکرانه اش در یک کلام خلاصه شده است. گذشته هاگذشت و بهتر است به آن فکر نکنیم.از آینده هم رویا نساخته ونهراسیم چون نیامده وهیچ تضمینی برای آمدنش وجود ندارد! به زمان حال بیندیشیم که لحظه ای بیش نیست.این قافله عمر عجب می گذرد دریاب دمی که با طرب می گذرد.

 

 

بله کاملا حالا می خواهم از چگونگی نحوه ی آشنایی شما باعشق واقعی

زندگیتان یعنی سینما برایمان بگویید؟ شما2تاازجون یکدیگرچی میخواهید؟

 

 

 

- انسان همواره دنبال چیزی یا شخصی می گردد تا بتواند نا گفته اش رابا او در میان بگذارد. برای من آن چیزوآن شخص گمشده (سینما) بود. بزرگترین کشف زندگی ام. من محصول دورانی هستم که به عصرتکنولوژی ماشین وسرعت شهرت دارد.اکنون به طور متوسط درطول یک سال صد هزارفیلم درجهان تولید می شود دوست داشتم یکی ازآن صدهزارفیلم سهم من باشد.دوست دارم زندگی خودم وجامعه ی اطرافم را به تصویرکشم در همه فیلم هایی که تاکنون ساخته ام یک سوال مشترک وجود دارد که همواره مانند یک موتیف تکرار می شود این است : انسان کیست؟

 

 

نکته حائز اهمیت درباره شما این است که به سینمای مستند گرایش ویژه ای دارید.در مورد این علاقه و جدیتی که در پیمودن این مسیر دارید صحبت کنید.

 

- سینمای مستند بخش بزرگی از یک جامعه است به طوری که تاریخ گذشته حال وفرهنگ یک جامعه رامی توان دراین گونه ی سینمایی به خوبی جستجو کرد.فیلمساز مستند پلی است میان گذشته و حال والبته بین امروز وآینده.من سینمای مستند رابه علت صداقت ویژه ای که دردرونش نهفته دارد بسیار دوست دارم سینمایی که درذات راستگو است.سرزمین عزیزماایران به علت قومی وفرهنگی بی نظیری که دارد والبته تاریخ بزرگ چندهزار ساله اش بهشت سینمای مستند است اگریک فیلمسازفرانسوی بخواهد فیلمی مستند با موضوع کویر بسازد باید کیلومترها سفرکرده وباصرف هزینه ای سنگین خودرابه مناطق کویری برساند اما فیلمساز ایرانی باداشتن جغرافیای عالی درواقع کویر جنگل کوهستان ودریا را یک جا دراختیاردارد. یکی ازدلائل موفقیت فیلمسازان ما درجهان به همین ویژگی ها مربوط است که چیزکمی نیست.

 

 

هنوز فرصتی پیش نیامده تافیلمنامه ای ازشما بخوانم . می خواهم بپرسم به طورمعمول برای فیلم هایتان فیلمنامه ی کامل می نویسید و یا همه چیز در ذهن تان اتفاق می افتد؟

 

 

- در گذشته بیشترفیلمنامه می نوشتم.اکنون کمتر فرصت این کار را دارم. شایدجالب باشد که بدانید نخستین فیلم من مستند نبود بلکه یک کار کاملا داستانی است. به طور معمول تازمانی که تحقیقات میدانی وکتابخانه ای رابه طور کامل انجام ندهم فیلمبرداری راآغازنمی کنم.برای هرکارهم یک تیم تحقیقاتی تشکیل می دهم فی البداهه فیلم نمی سازم.

 

 

حمید میرحسینی

 

 

 بزنم به تخته بسیار پرکار هستید.مضمون فیلم هایتان راچگونه انتخاب می کنید ؟ دراین میان هم مرتب به سفرهای دور و نزدیک می رویدواین ها برای یک فیلمساز فوق العاده است  بهتره از زبان شما بشنویم .

 

 

 - ممنون ازلطف شما. باورکنید هیچ وقت به دنبال سوژه برای ساخت فیلم نمی گردم. درواقع این سوژه ها هستند که به دنبال من هستند تاآنها راتبدیل به فیلم کنم حالا هر کدام که مهمتر بودند تسلیمشان می شوم. البته لطف ویژه خدای مهربان همواره شامل حالم بوده است که بابت آن همواره سپاسگذار بوده وهستم. بخش مهمی از زندگی من راسفرتشکیل می دهد.در سفر بامشاهده ی دقیق اطرافم به اتفاقاتی می رسم که در فیلم هایم دیده می شوند. جغرافیای فیلم هایم بسیار متنوع است. به این علت که دراقصی نقاط دنیا فیلم ساخته ام.البته این ها به حسن سینمای دیجیتال هم برمی گردد چون با ورودش  یک انقلاب به تمام معنی درامر تولید فیلم به وجود آورده است. مافیای تکنیسین ها فرو ریخت تهیه کنندگان تقریبا کمرنگ شدند سانسور تضعیف شد دوربین تبدیل به قلم شد وفیلمسازان به خوبی قدر آن را دانستند.من هم به سهم خودتلاش می کنم تا ازاین نعمت بزرگ بهره برداری لازم رابکنم. سفرکردن برای یک فیلمساز ازنان شب واجب تراست.

 

 

 

               وضعیت فیلمسازی درایران راچگونه ارزیا بی می کنید؟

 

 

- وضعیت فیلمسازی بحرانی است!حتی در سطح بین الملل. بیست سال قبل سینما دراختیار نخبگان بود. سینما هنروصنعتی سخت گران است وفیلمسازی به خودی خودش یک معجزه است.نخست رضایت حکومت ها را نیاز دارد تا از خطوط قرمز عبور نکنی بعد پولدارهاباید مطمئن باشند که سرمایه شان به باد نمی رود تماشاگران حتماباید سرگرم شوند وتو به عنوان یک فیلمساز باید فلسفه بدانی روانشناس قهاری باشی عکاسی تئاتر ونقاشی بدانی و تکنیسین کاربلدی هم باشی این طوری بود که آنتونیونی ها  برگمن ها  فلینی ها و کوروساواها تابیست سال قبل در جهان حضور موثر وگرمی داشتند. اوضاع سینما روبه راه تر بود. اماحالا! به جای دویست فیلم درسال صدهزارتا ساخته می شود  ام فیلم های خوب راهمان هایی ساختند که عرض کردم. اکنون وضعیت بحرانی است! فیلمسازان کرمانی هم هرکدام به راه خودشان می روند و ساز خودشان را مینوازند!

 

 

ممنون آقای میرحسینی نکته پایانی اگرباقی مانده باشد با کمال میل

می شنویم.

 

 

- من هم برای این گفتگو متشکرم. دوست دارم یک مطلب را حتما بگویم. فیلم های امروزی مرابه یادجنین های داخل شیشه های الکل می اندازد البته به جز چند فیلم وسینماگری که اصلا اینگونه نیستند.این جنین ها برای اینکه به دنیا بیایند به زمان احتیاج دارند معمولا هم ناقص الخلقه متولد می شوند ! مثل بسیاری از فیلم های امروزی که محصول یک لطیفه نه چندان بامزه در طول یک شب نشینی هستند. چند نفر دورهم نشسته اند یکی از آنها لطیفه ای نو یا کهنه تعریف می کند یاآن یکی می گوید : عجب ایده ای! جان می دهد برای فیلم شدن! فردا برویم وآن رابسازیم. یک هفته بعد هم همین فیلم آماده ی ارسال به فلان فستیوال معتبر سینمایی است! می خواهم بگویم اوضاع سینما به شدت بحرانی و سرطانی است اکنون در همه جا فقط به کمیت می اندیشند و کیفیت به شدت ازاذهان مخاطبان ودست اندرکاران سینما و تلویزیون رخت بربسته است! عجب پارادوکسی !نه؟

 

 

 

"مصا حبه از حميد عسكري با حميد ميرحسيني در مجله پيام ماه"

چهارشنبه 22 ارديبهشت 89


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در شنبه 26 تیر 1389 ساعت 18:24

 

 

 زندگي در 60 ثانيه

 

 

زندگي در 60 ثانيه 

 

 

 

 این فیلم اولین انیمیشن ایست. که توسط من نوشته وکارگردانی شده

است.عواملی که با من در این پروژه همکاری داشتند. عبارتند. از:

 

 

متحرک سازی 2 بعدی : امین قرایی ، محمد جواد عسگرزاده

متحرک سازی 3 بعدی : بهزاد مظاهری ،حامد حسین زاده

تدوین وصداگذاری : مسعود عارفی

تهیه کننده : بهزاد مظاهری

 

 

موضوع : این فیام روایتگر یک  زندانی است. که تماشاگر به اندازه 60 ثانیه(که هر ثانیه به ازای یک سالاست) در زندان با او همراه می شود. آیا ما می توانیم این زمان کوتاه را تحمل کنیم؟

 

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 ساعت 17:17

 

 

 اینجا کجاست؟

 

 

حمید میرحسینی و محمد مجلل در ترکیه

 

  

وقتی برای اولین باردر خیابان های  قونیه قدم می گذاری،انگار که بارها  و بارها به اینجا آمده ای،انگار که پیشتر همین جا زندگی کرده ای.کوچه هایش برایت خاطره دارد.نوعی آشنایی در چهره این مردم است. که ذهنت را به کنکاش وامی دارد:این همه را کجا دیده ای..همه چیزش،مه آلودگی و گنگی شب هنگام وخنکای صبحش، ذهنت را درگیر می کند. اینجا کجاست؟ چرا همه را می شناسی؟ چهره ها ولبخندها و پیرمردی که آرام آرام وذکر گویان از کنار دیوار می گذرد،جوابت را می دهد:اینجا همان کوچه های مثنوی است.که از قبل ها در ذهنت تصویر انداخته بود،همان فضا ها؛همان مکان ها واهالی قونیه نیز همان پرسوناژهای مثنوی اند.واز همین روست که این همه آشنایند.وتو حس می کنی  که میهمانی، درخانه میزبان آشنا...

 

قونیه - ترکیه 

 

 

 قونیه - ترکیه 

 

 روزنامه سانفرانسیسکو در مطلبی نوشته است: اگر می خواهید با محبوبترین شاعر روز آمریکا آشنا شوید بایستی یک هواپیما  سوار شوید.و به قونیه بروید،جایی که آرامگاه جلال الدین محمد بلخی معروف به رومی قرار دارد.یکی از جلوه های بی نظیر مراسم مولانا،مراسم سماع است.که در نوع خود طرفداران زیادی دارد.به گونه ای که بحث توریسم عرفانی را جایگزینی برای دیگر گونه های توریسم در این منطقه کرده است.رقصنده سماع در سر یک کلاه(به نشانه سنگ قبر)وبر تن یک عبا(به نشانه کفن)دارد که با در آوردن خرقه حقیقت(باطن)جلوه می کند.

 

قونیه - ترکیه

 

 قونیه - ترکیه 

 

قونیه امروزه دو میلیون جمعیت دارد.در سال 1927 در ترکیه ،زبان ترکی باخط لاتین،به رسمیت شناخته شد.و از آن تاریخ ،مولانا خوانی رو به فراموشی رفت.مولوی خانه ها تعطیل ومثنوی از دروس مکتبها ومدارس بر چیده شد.حالا اهالی قونیه به مقبره مولانا می آیند.زیر لب ذکر می گویند.ادای احترام می کنند و می روند.آنها نام مولانا را با پیشوند "حضرت" به زبان می آورند.ام کسی شعری از او نمی خواند.وشعری از او نمی داند.مولانا بای آنها فقط یک مقبره است! وشاید خاطره ای گنگ  از لولی وشی که یک دست جام باده ویک دست زلف یار،روزی در این دیار سماع می کرده...بهت زده می شوی از اینکه از زبان فارسی کوچکترین نشانه ای نیست . حتی در کتاب فروشی ها.

 

قونیه - ترکیه

 

 قونیه - ترکیه

  

اما در مورد اینکه مولانا اهل کجاست ؟ واقعیاتی وجود دارد. که با سلیقه ونظر یا تعصب این و آن تغییری نمی کند.واقعیت آن است که مولانا متولد بلخ است. که در آن زمان بخشی از ایران بوده است.واکنون در افغانستان است.مولانا در سن کودکی به دلیل آنکه پدرش احساس امنیت نمی کرد.به همراه او به حجاز وشام ودمشق ودر نهایت به قونیه رفته ودر آنجا آثار بزرگ خود را آفریده ومزار او نیز در همانجا زیارتگاه آشقان اوست.واقعیت آن است که آثار اوهمه به زبان فارسی است.هرکس در هرجای دنیا که بخواهد روی آثار  مولانا کار و تحقیق کند  در قدم اول می فهمد که باید فارسی بداندوبخواند.

 

قونیه - ترکیه

 

 قونیه - ترکیه 

 

مولانا:

بروز مرگ چو تابوت من روان شد / گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

برای من مگری ومگو دریغ دریغ / بیوغ دیو درافتی دریغ آن باشد

جنازهام چوببینی مگو فراق فراق / مرا وصال ملاقات آن زمان باشد

مرا بگور بسپاری مگو وداع وداع / که گور پرده جمعیت جنان باشد

فرو شدن چو بدیدی برآمدن بنگر / غروب شمس وقمر را چرا زبان باشد

ترا غروب نماید ولی شروق بود / لحد چو بحس نماید خلاص جان باشد

 

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در دوشنبه 28 دی 1388 ساعت 16:33

 

 

 مردی برای تمام فصول

 

 

روزنامه اطلاعات 

 

 

 مردی برای تمام فصول، فیلمیست درباره زندگی مدیر مسئول ،روزنامه اطلاعات :سید محمود دعایی ، که به مدت سی سال مدیریت قدیمی ترین روزنامه در حال انتشاره ایران را بر عهده داشته. اولین شماره این روزنامه در سال 1303 منشر شده و تاریخچه آن ، تاریخ معاصره ایران را به صورت مکتوب بیان می کند.

 

عواملی که با من در این پروژه همکاری داشتند:

 

مدیر تصویر برداری : علیرضا نجیب زاده ، صدابردار: حسین رمضانی مدیر تولید : میثم ملک قاسمی ،تدوین و صداگذاری : ایمان گرامی موسیقی: حامدعزیزی ،تهیه کننده : علی درویشی

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 7 مهر 1388 ساعت 08:07

 

 

 حج : جاری شو

 

 

حميد ميرحسيني - مسجد قباد  

 

حج : آهنگ،قصد، یعنی حرکت و جهت حرکت نیز هم . همه چیز با کندن تو از خودت ،از زندگی ات و از همه علقه هایت آغاز می شود . مگر نه در شهرت ساکنی ؟سکونت، سکون؟ حج، نفی سکون، زندگی چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ، نوعی مرگ که نفس می کشد، مرگی جاندار، زیستنی مرداری، بودنی مردابی

حج:جاری شو

 

عربستان

عربستان 

 

زندگی ،حرکتی دوری، دوری باطل، آمد و رفتی تکراری و بیهوده، کار اصلی ؟ پیر شدن، نتیجه واقعی؟ پوسیدن. .نوسانی یکنواخت و ابلهانه. .شکنجه ای سیزیف وار. روز، مقدمه ای بر شب ، شب، مقدمه ای بر روز، و سرگرم بازی خنک و مکرر این دو موش سیاه و سفید که ریسمان عمر را می جوند و کوتاه می کنند تا مرگ

 .

عربستان

عربستان 

 

زندگی ؟ تماشایی، و تماشای صبح و شام های بی حاصل، بی معنی، یک بازی بیمزه و بی انجام، وقتی نداری، همه رنج و تلاش و انتظار، وقتی می یابی و می رسی ،هیچ، پوچ، فلسفه عبث ،نیهیلیسم و حج ،عصیان تو از این جبر ابلهانه، از این سرنوشت ملعون سیزیفی، برون رفتن از نوسان، تردید و دور زندگی، تولید برای مصرف، مصرف برای تولید

 

عربستان.

 عربستان

 

حج ،بدون تو را که چون کلافی سر در خویش گم کرده است، باز می کند،این

دایره یسته ،با یک "نیت انقلابی" ،باز می شود ، افقی می شود ، راه می افتد،در یک خط سیر مستقیم ،هجرت به سوی ابدیت، به سوی دیگری

" به سوی " او

 

عربستان

عربستان

 

برگرفته از کتاب حج، نوشته دکتر علی شریعتی

 عکس حمید میر حسینی

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 29 مرداد 1388 ساعت 21:10

 

 

 Persepolis

 

 

تخت جمشید

 

مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ (۳۳۰ پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد.از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌ 

 

تخت جمشید

 

تخت جمشید

 

قدیمی‌ترین بخش تخت جمشید بر پایهٔ یافته‌های باستانشناسی مربوط به سال ۵۱۵ پیش از میلاد است. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده‌است ساخت تخت جمشید در حدود ۲۵ قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت، به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش بزرگ آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته‌های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران، هنرمندان، استادکاران، کارگران، زنان و مردان بی‌شماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمهٔ کارگری نیز استفاده می‌کردند.ساخت این مجموعه بزرگ و زیبا بنا به روایتی ۱۲۰ سال به طول انجامید.

 

تخت جمشيد

 

 تخت جمشید

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 23 تير 1388 ساعت 17:21

 

 

 نسیم بهشت

 

 

حمید میرحسینی

 

نسیم بهشت "Breeze of Heaven "، روایتگر تاریخ چند هزارساله شهر راین است.که بعد از ارگ بم بزرگترین مجموعه خشت و گلی جهان را در دل خود جای داده است.که به گواه تاریخ اعراب ، بعد از حمله به ایران هرگز نتوانستند.آن را تسخیرکنند.

عواملی که در این فیلم با من همکاری داشتند :

مدیر تصویربرداری : محسن مشایخی ، صدابردا ر: محمد قوام  ،تدوین و صداگذاری : مجتبی صفرعلیزاده، راوی : زهرا نارویی و سعید اکبرزاده ، موسیقی : یوسف مرادی ،نویسنده،تحقیق و تهیه کننده : محمد خیام

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 31 خرداد 1388 ساعت 12:26

 

 

 خلیج هميشه فارس

 

 

خليج فارس

 

در متون تمامي قراردادهاي تاريخي ميان ايران و  اعراب و يا بين كشورهاي اروپايي منعقد شده است .از ابتداي تاريخ مكتوب و بويژه در چند قرن گذشته ، هر جا نامي از پهنه آبي جنوب ايران به عمل آمده است. در زبان فارسي و عربي با نام هاي خليج فارس، بحر عجم و خليج ايران همراه بوده است.

 

خليج فارس

خليج فارس

 

زیبایی امواج آب های نیلگون، شعبه ‌ای بزرگ از اقیانوس هند، خزانه ای از مروارید و نفت و گهواره ای از تمدن عالم ؛ "خلیج فارس"، به ما می گوید که ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسان ‌هایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادند.

 

خليج فارس

خليج فارس

 

عكس : حميد ميرحسيني

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 27 ارديبهشت 1388 ساعت 20:52

 

 

 سفر همچنان باقیست...

 

 

حمید میرحسینی 

 

 تو نوشتی از چپ

من نوشتم از راست

وسط سطر رسیدیم به هم

 

خوشحالم از اینکه

یکسال 

با شما همسفرم

 

ولی

 

سفر همچنان باقیست...
 
 
برای خواندن اولین مطلبم:
 
 

نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 26 فروردين 1388 ساعت 18:07

 

 

 جشن سده

 

 

 [جشن سده

 

جشن سده جشن پيدايش آتش است. سد روز از پاياين تابستان گذشته و يا سد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشن‌هاي نوروز و مهرگان مي‌رسد. از نظر نجومي (طبيعي) نياكان ما در روزگاران بسيار كهن، سال را به دو پاره (فصل) بخش مي‌كردند.تابستان كه هفت ماه به درازا مي‌كشيد، در نخستين روز فروردين ماه آغاز و آخرين روز مهر ماه پايان مي‌يافت. زمستان از آغاز آبان ماه شروع مي‌شد و تا پايان اسفندبه طول مي‌انجاميد.جشن سده، سومين روز از آغاز زمستان و یا سد روز و شب(پنجاه روز وپنجاه شب)به اول تابستان بود.  

 

جشن سده

 جشن سده

 

از نظر تاريخي نسبت اين جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي مي‌رفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقه‌اي )پدیدار شد و مار فار 

کرد.

 

جشن سده

جشن سده

 

 از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز،  آن روز را جشن اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست در ايران باستان، و در ميان زرتشتيان ايران، اين جشن نزديك غروب آفتاب، با آتش افروزي آغاز مي‌شد و امروز هم با همان سنت كوه‌هايي از بوته و خار و هيزم در بيرون شهر فراهم شده

 

جشن سده

جشن سده

 

 در " آثارالباقیه " آورده است كه این جشن درست پس از یكصد روز كه از آغاز زمستان باستانی می گذرد آغاز میشده و نشان از رهایی از جمود و ركود و سستی بوده و حركت بسوی زندگی، حركت، نو شدن و تلاش دوباره برای حركت بسوی نور ... این وجه تسمیه و هنگام اصلی جشن به عهد ساسانیان میرسد ...

 

جشن سده

جشن سده

 

هر روزتان نوروز ،نوروزتان پیروز

برگرفته از کتاب: دیدی نو از آیین کهن

عکس : حمید میرحسینی

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 28 اسفند 1387 ساعت 19:21

 

 

 آب را گل نکنیم

 

 

 آب را گل نکنیم

 

 

حمید میرحسینی 

دانشگاه  ژنو (سوییس)

 

26 فیلم از 14 کشور ،جهان را با موضوع :

 

"هنر+ صلح" ،از تاریخ :11 الی 18 اکتبر  به نمایش گذاشت.

 

 که مورده استقابل مخاطبین اروپایی قرار گرفت. فیلم :

 

 " سمفونی خاموش - The Silent Symphony "

 

 به کارگردانی : حمید میرحسینی

 

تنها نماینده ایران در این رویداده فرهنگی بود.

 

swiss - سوییس

swiss - سوییس

 

در فرو دست انگار،کفتری می خورد آب.

یا که در بیشه دور،سیره ای پر می شوید.

یا در آبادی،کوزه ای پر می گردد.

 

 swiss - سوییس

swiss - سوییس

 

شاید این آب روان،

می رود پای سپیداری،تا فرو شوید اندوه دلی.

دست درویشی شاید،نان خشکیده فرو برده در آب.

زن زیبایی آمد لب رود، آب را گل نکنیم:

روی زیبا دو برابر شده است

 

swiss - سوییس

swiss - سوییس

 

چه گوارا این آب!

چه زلال این رود!

مردم بالا دست، چه صفایی دارند!

چشمه هاشان جوشان، گاوهاشان شیر افشان باد!

من ندیدم دهشان،

 

swiss - سوییس

swiss - سویس

 بی گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آنجا،می کند روشن پهنای کلام.

بی گمان در ده بالا دست،چینه ها کوتا است.

مردمش می دانند،که شقایق چه گلی است.

بی گمان آنجا آبی ، آبی است.

 

swiss - سوییس

swiss - سوییس

 

غنچه ای می شکفد،اهل ده با خبرند.

چه دهی باید باشد!

مردمان سر رود،آب را می فهمند.

گل نکردندش، ما نیز آب را گل نکنیم. 

 

 شعر : سهراب سپهری

عکس:حمید میرحسینی

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 23 بهمن 1387 ساعت 19:42

 

 

 هیچگاه به خانه نمی رسیدیم

 

 

حمید میرحسینی 

 

 من از دهلیزسکوت هابه خیابان می روم

عابران با حیرت مرا نگاه می کنند

زنی پیر به من می گویدچرا برگیسوانت

انگور آویخته ای

 

کپرنشینها

کپرنشینها 

 

ما دیگر به خانه باز نمی گردیم از همان راه بیابان

به زیر درختی می رویم که سرنوشت ما با آن

درخت می سوزد

 

کپرنشینها

کپرنشینها

 

هیچگاه به خانه نمی رسیدیم

آسمان برهوتی لاابالی بود

که مارا چون ولگردان نظاره میکرد

 

کپرنشینها

کپرنشینها

 

 خفته بودم که از کوچه صدایم کردی مانده بودم در

خانه بمانم یا به کو چه بیایم 

 

شعرها : احمدرضا احمدی

عکس:حمید میرحسینی

 


نوشته شده توسط حمید میرحسینی در 7 بهمن 1387 ساعت 18:55
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: برای مشاهده هر پوشه یا مطلب کافیست بروی عنوان آن کلیک نمائید تا باز یا بسته شود
صفحات: [1]  [2]